<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>

<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
	<channel>
		<title>انجمن تخصصی وبمستر پارس تولز - سرگرمی.موزیک.عکس</title>
		<link>http://forum.parstools.com/</link>
		<description />
		<language>fa</language>
		<lastBuildDate>Wed, 16 May 2012 13:43:50 GMT</lastBuildDate>
		<generator>vBulletin</generator>
		<ttl>60</ttl>
		<image>
			<url>http://forum.parstools.com/images/styles/FunkyFresh/misc/rss.png</url>
			<title>انجمن تخصصی وبمستر پارس تولز - سرگرمی.موزیک.عکس</title>
			<link>http://forum.parstools.com/</link>
		</image>
		<item>
			<title>شعرهای بسیار زیبا (مریم حیدر زاده)</title>
			<link>http://forum.parstools.com/thread6943.html</link>
			<pubDate>Tue, 24 Apr 2012 05:55:49 GMT</pubDate>
			<description>خیلی زیباست حتما بخونید 
مریم حیدر زاده متولد سال 1356 در تهران است 
  
چشم ندارد ولی زیبا ترانه میگوید 
  
بیت های جادوئی او همیشه روی اشعار غمگین...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>خیلی زیباست حتما بخونید<br />
مریم حیدر زاده متولد سال 1356 در تهران است<br />
 <br />
چشم ندارد ولی زیبا ترانه میگوید<br />
 <br />
بیت های جادوئی او همیشه روی اشعار غمگین خوانندگان بزرگی همچنان خشایار  اعتمادی هنگامه محسن چاوشی بیگدلی مجتبی کبیری و مهستی نور افشانی می کند<br />
 <br />
 <br />
 <br />
سروده های غمگین او همیشه اشک را در چشمان جاری می کند<br />
با من همراه شوید تا متنهای زیبای مریم حیدر زاده رو مروری کوتاه کنیم</div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.parstools.com/forum338.html">سرگرمی.موزیک.عکس</category>
			<dc:creator>mojtaba</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.parstools.com/thread6943.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>اس ام اس تنهایی</title>
			<link>http://forum.parstools.com/thread6942.html</link>
			<pubDate>Tue, 24 Apr 2012 05:45:06 GMT</pubDate>
			<description>قلب من قطعه ای از مزار تنهایی هاست / غم دنیاست که در گوشه ی قلبم پیداست 
 وقتی احساس کنم نیمه ای از جان منی / بی تو هر جا بروم باز وجودم تنهاست 
...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div align="center">قلب من قطعه ای از مزار تنهایی هاست / غم دنیاست که در گوشه ی قلبم پیداست</div> <div align="center">وقتی احساس کنم نیمه ای از جان منی / بی تو هر جا بروم باز وجودم تنهاست</div> <div align="center">*********** اس ام اس های جدید فراق و تنها موندن ************</div> <div align="center">باور کردم تنهایی را</div> <div align="center">چقدر دلم کسی را نمی خواهد امشب…</div> <div align="center">*********** اس ام اس های جدید فراق و تنها موندن ************</div> <div align="center">من آن مجنون تنهای غریبم / که از سهم دودستت بی نصیبم</div> <div align="center">به دل گفتم که روزی خواهی امد / ولی دل میداند اورا می فریبم</div> <div align="center">*********** اس ام اس های جدید فراق و تنها موندن ************</div> <div align="center">چون خیالت همه شب مونس و دمساز من است<br />
شرم دارم که شکایت کنم از “تنهایی”</div> <div align="center">*********** اس ام اس های جدید فراق و تنها موندن ************</div> <div align="center">در این دنیا که حتی ابر ، نمی گرید به حال ما<br />
همه از من گریزانند، تو هم بگذر از این تنها..</div> <div align="center">*********** اس ام اس های جدید فراق و تنها موندن ************</div> <div align="center">دگر تـــــــنها نیستم!!!<br />
مدتی ست با تـــــو<br />
در خودم…<br />
زندگی میکنم…</div> <div align="center">*********** اس ام اس های جدید فراق و تنها موندن ************</div> <div align="center">ازطرف اونی که تنهاست تنها اومده تنها میره تنهاش میزارن<br />
تنها نمیزاره تنها یه آرزو داره اونم اینه که تو تنهاش نذاری…</div> <div align="center">*********** اس ام اس های جدید فراق و تنها موندن ************</div> <div align="center">این روزها برای تنها شدن، کافیست صــــــــــــــــادق باشی..</div> <div align="center">*********** اس ام اس های جدید فراق و تنها موندن ************</div> <div align="center">گاهی آدمهای تنها؛خیلی خوش شانس هستند، چون کسی را ندارند تا از دست بدهند .. !!!</div> <div align="center">*********** اس ام اس های جدید فراق و تنها موندن ************</div> <div align="center">تو زندگی به هیچ چیز زیاد اعتماد نکن حتی سایه ات ، که جاهای تاریک تنهات می ذاره…</div> <div align="center">*********** اس ام اس های جدید فراق و تنها موندن ************</div> <div align="center">بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟<br />
دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟<br />
آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو<br />
زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟</div></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.parstools.com/forum338.html">سرگرمی.موزیک.عکس</category>
			<dc:creator>mojtaba</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.parstools.com/thread6942.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>اس ام اس فلسفی</title>
			<link>http://forum.parstools.com/thread6941.html</link>
			<pubDate>Tue, 24 Apr 2012 05:40:41 GMT</pubDate>
			<description>انان که با افکاری پاک و فطرتی زیبا در قلب دیگران جای دارند را هرگز هراسی از فراموشی نیست چرا که جاودانند 
 * * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * * 
...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div align="center">انان که با افکاری پاک و فطرتی زیبا در قلب دیگران جای دارند را هرگز هراسی از فراموشی نیست چرا که جاودانند</div> <div align="center">* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *</div> <div align="center">فرمان دادم تا بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزاء بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد</div> <div align="center">* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *</div> <div align="center">باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست</div> <div align="center">* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *</div> <div align="center">من به خاطر ندارم در هیچ جهادی برای عزت و کسب افتخار ایران زمین مغلوب شده باشم</div> <div align="center">* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *</div> <div align="center">همیشه با هم یکدل و صمیمی بمانید تا اتحادتان موید و پایدار بماند</div> <div align="center">* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *</div> <div align="center">حرمت قانون را بر خود واجب شمارید و خصایل و سنن قدیمی را گرامی بدارید</div> <div align="center">* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *</div> <div align="center">کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید .</div> <div align="center">* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *</div> <div align="center">هر برادری که از منافع برادر خود مانند نفع خویش حمایت کرد به کار خود سامان داده است</div> <div align="center">* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *</div> <div align="center">به احترام روح من که باقی و ناظر بر احوال شماست به انچه دستور میدهم عمل کنید</div> <div align="center">* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *</div> <div align="center">وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند، نه رفتار و عملکرد شما</div> <div align="center">* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *</div> <div align="center">خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن</div> <div align="center">* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *</div> <div align="center">دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند…</div> <div align="center">* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *</div> <div align="center">اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید.</div> <div align="center">* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *</div> <div align="center">آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است .</div> <div align="center">* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *</div> <div align="center">وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند، نه رفتار و عملکرد شما</div> <div align="center">* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *</div> <div align="center">سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد .</div> <div align="center">* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *</div> <div align="center">اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید .</div> <div align="center">* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *</div> <div align="center">افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند.</div> <div align="center">* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *</div> <div align="center">پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر .</div> <div align="center">* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *</div> <div align="center">کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم .</div> <div align="center">* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *</div> <div align="center">انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند .</div> <div align="center">* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *</div> <div align="center">همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد</div> <div align="center">* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *</div> <div align="center">تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است .</div> <div align="center">* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *</div> <div align="center">من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم  ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم  کرد، زیرا شادمانی او شادمانی من است.</div> <div align="center">* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *</div> <div align="center">عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید .</div> <div align="center">* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *</div> <div align="center">آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد .</div> <div align="center">* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *</div> <div align="center">وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید .</div> <div align="center">* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *</div> <div align="center">دشوارترین قدم، همان قدم اول است .</div></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.parstools.com/forum338.html">سرگرمی.موزیک.عکس</category>
			<dc:creator>mojtaba</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.parstools.com/thread6941.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>جک</title>
			<link>http://forum.parstools.com/thread6940.html</link>
			<pubDate>Tue, 24 Apr 2012 05:38:07 GMT</pubDate>
			<description>طبق آخرین تحقیقات دانشمندان 
 تهران عامل اصلی سرطان و برای سلامتی زیان آور است ! 
 . 
 . 
 . 
 تو بهترین گل دنیایی . . . 
 اما نه صبر کن 
 پرچم کمک...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div align="center">طبق آخرین تحقیقات دانشمندان</div> <div align="center">تهران عامل اصلی سرطان و برای سلامتی زیان آور است !</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">تو بهترین گل دنیایی . . .</div> <div align="center">اما نه صبر کن</div> <div align="center">پرچم کمک داور بالاست</div> <div align="center">آفسایده !</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">به حیف نون میگن ادای بچه کوچولوها رو در بییار،میشاشه تو شلوارش !</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">آخرین خبر از جهنم :</div> <div align="center">شیر آب دستشویی ها جفتش داغه !</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">همیشه دستان همسرتان را در دست بگیرید، چون اگه رهاش کنید اون میره خرید !</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">دوست دارم شمع باشم در دل شب ها بسوزم</div> <div align="center">گر تو هم با من نسوزی ،من خودم تنها بسوزم</div> <div align="center">قبض برقم آمده دیشب،فیوزم را پرانده</div> <div align="center">حال دانستی چرا تصمیم دارم تا بسوزم!؟</div></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.parstools.com/forum338.html">سرگرمی.موزیک.عکس</category>
			<dc:creator>mojtaba</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.parstools.com/thread6940.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>عشق مارمولکی</title>
			<link>http://forum.parstools.com/thread6939.html</link>
			<pubDate>Tue, 24 Apr 2012 05:36:34 GMT</pubDate>
			<description>شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی  خراب می کرد.خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند. این  شخص در حین خراب کردن دیوار در بین ان...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی  خراب می کرد.خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند. این  شخص در حین خراب کردن دیوار در بین ان مارمولکی را دید که میخی از بیرون  به پایش کوفته شده است.دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد .وقتی میخ را بررسی  کرد تعجب کرد این میخ چهار سال پیش هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود!!!چه اتفاقی افتاده؟<br />
مارمولک ۴ سال در چنین موقعیتی زنده مونده !!!در یک قسمت تاریک بدون حرکت.<br />
چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است.متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد.تو این مدت چکار می کرده؟چگونه و چی می خورده؟<br />
همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر با غذایی در دهانش ظاهر شد .!!!<br />
مرد شدیدا منقلب شد.<br />
چهار سال مراقبت. چه عشقی ! چه عشق قشنگی!!!<br />
اگر موجود به این کوچکی بتواند عشق به این بزرگی داشته باشد پس تصور کنید ما تا چه حدی میتوانیم عاشق شویم اگر سعی کنیم</div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.parstools.com/forum338.html">سرگرمی.موزیک.عکس</category>
			<dc:creator>mojtaba</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.parstools.com/thread6939.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>پیامکـــ سرکاری3</title>
			<link>http://forum.parstools.com/thread6938.html</link>
			<pubDate>Tue, 24 Apr 2012 05:35:57 GMT</pubDate>
			<description>آهای تو که منو تنها گذاشتی رفتی ! 
آره عزیزم با توام  ! 
خواهش میکنم برگرد ! 
برگرد درو ببند ، بعد برو گمشوووووووو ! 
 ******************* 
 به سراغ...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div align="center">آهای تو که منو تنها گذاشتی رفتی !<br />
آره عزیزم با توام  !<br />
خواهش میکنم برگرد !<br />
برگرد درو ببند ، بعد برو گمشوووووووو !</div> <div align="center">*******************</div> <div align="center">به سراغ من اگر می آیی . . .<br />
نیا ! . . . .<br />
اعصاب ندارم !<br />
توام گیر میدی !<br />
میزنم شل و پلت میکنم !<br />
بعد میگی طرف اخلاق نداره !</div> <div align="center">*******************</div> <div align="center">ﻋﺰﯾﺰﻡ ﭼﺘﻪ ؟ ﺳﺮﺩﺗﻪ ؟ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﯼ ﺑﯿﺎﯾﯽ ﺑﻐﻠﻢ ؟<br />
.<br />
.<br />
.<br />
ﻣﮑﺎﻟﻤﻪ ﺩﯾﺸﺐ ﻣﻨﻮ ﺑﺎﻟﺸﺘﻢ !</div> <div align="center">*******************</div> <div align="center">بچه ها بیاین میخوام با بزرگترین واقعیت زندگی آشناتون کنم . . .<br />
.<br />
.<br />
.<br />
بچه ها —–&gt; واقعیت زندگی<br />
واقعیت زندگی —–&gt; بچه ها !</div> <div align="center">*******************</div> <div align="center">بهترین لحظه زمانیست که فکر میکنی فراموشت کردم !</div> <div align="center">اما ناگهان اس ام اسی میرسه که فکر میکنی منم اما میبینی ایرانسل بوده !</div> <div align="center">*******************</div> <div align="center">ورود مجردها ممنوع !<br />
.<br />
.<br />
.<br />
( کشتی نوح )</div> <div align="center">*******************</div> <div align="center">الهی شورت بشی ، من کش بشم دورت بگردم<br />
یهو من ول بشم ، تو لخت بشی هر هر بخندم !</div> <div align="center">*******************</div> <div align="center">سی ان ان همین الان اعلام کرد که : نیروگاه  اتمی بوشهر و مرکز غنی سازی اصفهان تا ۲۴ ساعت دیگه توسط جنگنده های هوایی  ناتو به طور کامل هوا میره، نییدونی تا چوجا میره ، من این توپو نداشتم  مخشامو خوب نفشتم ، بابام بهم عیدی داد یه توپ قلقلی داد !</div> <div align="center">*******************</div> <div align="center">از کربلای معلی ؛ بین الحرمین ؛‌ کنار گنبد آقا امام حسین ( ع )<br />
دعاگوی شما سروران گرامی بودن توفیق میخواهد که من ندارم ، دعا بفرمایید قسمتم بشه !</div> <div align="center">*******************</div> <div align="center">ای همه وجود من<br />
ای کسی که پا گذاشتی رو قلب من<br />
ای کسی که درو بستی به روی من<br />
درو باز کن دستم مونده لای در !</div> <div align="center">*******************</div> <div align="center">‎+ ۱۸<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
-۱۸</div> <div align="center">اینجا دیگه سرد میشه باید کاپشن بپوشی !</div> <div align="center">*******************</div> <div align="center">بیا بنویسیم روی خاک ، رو درخت ، رو پر پرنده رو ابرا<br />
.<br />
.<br />
.<br />
کلا بیا منابع طبیعی رو از بین ببریم !</div></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.parstools.com/forum338.html">سرگرمی.موزیک.عکس</category>
			<dc:creator>mojtaba</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.parstools.com/thread6938.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>پیامکـــ سرکاری2</title>
			<link>http://forum.parstools.com/thread6937.html</link>
			<pubDate>Tue, 24 Apr 2012 05:35:27 GMT</pubDate>
			<description>موقع مرگ به بچه‌ هام می گم ده میلیارد تومن گذاشتم زیر . . . 
. 
. 
. 
بعدش می میرم ، آی حال میده ! 
 ******************* 
 ذش فخ ئشد یشق قخخاث فشذهشف...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div align="center">موقع مرگ به بچه‌ هام می گم ده میلیارد تومن گذاشتم زیر . . .<br />
.<br />
.<br />
.<br />
بعدش می میرم ، آی حال میده !</div> <div align="center">*******************</div> <div align="center">ذش فخ ئشد یشق قخخاث فشذهشف حثداشدشئ<br />
.<br />
.<br />
.<br />
سخنی گهربار از دکتر علی شریعتی فقط بنده خدا یادش رفته بود Alt+Shift رو بزنه . . .</div> <div align="center">*******************</div> <div align="center">هیچ وقت کار امروز رو به فردا ننداز ! فردا یه عالمه کار داری ، قشنگ بندازش واسه دو سه هفته دیگه که خیالتم راحت باشه !</div> <div align="center">*******************</div> <div align="center">When I was 15<br />
.<br />
.<br />
.<br />
انکار نکن ، میدونم” وِن آی واز پونزده ” خوندیش !</div> <div align="center">*******************</div> <div align="center">دردی دارم انگار که درد نیست و هیچکس نمی داند آن چیست .<br />
حتی خودم ! حتی شما دوست عزیز حتی مطلع الفجر !</div> <div align="center">*******************</div> <div align="center">ای کسانی‌ که هر کلمه را دو بار تکرار میکنید !<br />
مثلا : پشه مشه ، کفتر مفتر !<br />
هنگامی که با کلماتی چون چمدون و قمه مواجه میشوید چه می‌کنید ؟!</div> <div align="center">*******************</div> <div align="center">دیگه به من زنگ نزن<br />
حالا شناختمت<br />
من نمیتونم دیگه با تو باشم<br />
ازت بدم میاد<br />
بی لیاقت<br />
خداحافظ !<br />
“ این آخرین جمله ای بود که همسایمون به شوهرش گفت ”<br />
میخواستم تو ام در جریان باشی عزیزم !</div> <div align="center">*******************</div> <div align="center">سه مرحله احمقانه در زندگی<br />
وقت داری ! انرژی داری ! اما پول نداری !<br />
پول داری ! انرژی داری ! اما وقت نداری !<br />
پول داری ! وقت داری ! اما انرژی نداری !</div> <div align="center">*******************</div> <div align="center">وقتی اومدم چنان حالتو میگیرم که نفست بند بیاد و از ترس پاهات بلرزه همچنین آبروت رو میبرم که نتونی سرتو بالا بیاری !<br />
با احترام ، قبض موبایل !</div> <div align="center">*******************</div> <div align="center">خدا شونه هامون رو فقط برای اینکه کوله بار غممون رو روش بذاریم نیافریده !<br />
آفریده که بعضی وقتها بندازیشمون بالا و بگیم : به من چه !</div> <div align="center">*******************</div> <div align="center">چشماتو نگاه کردم تمام آفرینش خدا رو توش دیدم<br />
لوس نشو تو چشات خودمو دیدم !</div></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.parstools.com/forum338.html">سرگرمی.موزیک.عکس</category>
			<dc:creator>mojtaba</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.parstools.com/thread6937.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>پیامکـــ سرکاری</title>
			<link>http://forum.parstools.com/thread6936.html</link>
			<pubDate>Tue, 24 Apr 2012 05:34:58 GMT</pubDate>
			<description>به سلامتی اولین زن شوهرداری که عاشقش شدم! 
. 
. 
. 
مادرم رو میگم! 
 ************** 
 به غضنفر میگن : تو منی ، من توأم حالا تو کدومی؟؟! 
میگه : خدا...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div align="center">به سلامتی اولین زن شوهرداری که عاشقش شدم!<br />
.<br />
.<br />
.<br />
مادرم رو میگم!</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">به غضنفر میگن : تو منی ، من توأم حالا تو کدومی؟؟!<br />
میگه : خدا ازت نگذره گمم کردی…!</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">زبونی که به کسی نگه دوست دارم به درد لیسیدن بستنی قیفی میخوره.<br />
پس د و س ت ولش کن، بستنیش خوشمزه تره</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">بالاخره پنج راه برای آدم شدن کشف شد<br />
……<br />
……<br />
……<br />
……<br />
……<br />
……<br />
……<br />
زیاد کنجکاو نشو تو یکی آدم بشو نیستی</div> <div align="center">**************</div> <div align="center"> لقمان حکیم هر وقت دلش می گرفت با خرش درد دل می کرد. من هم الان دلم گرفته. کجایی؟</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">اگه عاشقی به توصیه های زیر گوش بده:<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
ای ناقلا حالا طرف کی هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">میدونی فرق تو با فندق چیه؟ فندق یه مغز کوچولو داره ولی تو اونم نداری!</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">سلام ما امشب میایم خونتون…<br />
ستاد ایجاد رعب و وحشت در خسیسان</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">سلام شنیدم با کلاس شدی…<br />
حموم نمیری قرص چرک خشک کن می خوری</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">دختران دو دسته اند:دسته اول اونهایی که خوشگلن و ازدواج میکنن<br />
دسته دوم هم مثل تو میرن دانشگاه</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">تو تک درخت زندگی من هستی که الاغم را به آن می بندم.</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">هر وقت به تو می نگرم…به شوخ طبعی جهان پی می برم</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">بیا پایین کارت دارم<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
برو بالا یکی کارت داره</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">توبهترین گل دنیایى نه صبرکن پرچم کمک داوربالاست ، آفسایدبود</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">احتیاط کنید<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
خاکی بودن آسفالت شدن را در پی دارد !!</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">فرقی ندارد که یک گاگول بی سواد باشی یا یک دانشمند</div> <div align="center">در هر صورت پشت یک ماشین شاسی بلند آقا مهندس می شوی !</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">وقتی اورجینال به دنیا اومدی… حیفه کپی از دنیا بری ….خودت باش !</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">قبول دارین : ۳ ساعت تو اتاق میشینی درس میخونی هیچکس نمیگه خسته نباشی ولی ۱ ثانیه موبایلت رو بر میداری ببینی کی sms داده بابات میاد</div> <div align="center">میگه : خسته نباشی!!!!</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">این حرفا چی بود پشت سرم زدی؟<br />
مگه من چه بدی بهت کرده بودم؟<br />
برات متاسفم.نمی بخشمت.خدافظ<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
”ستادایجاد ترس ودلهره چند ثانیه ای”</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">می‌گویند: مثل بچه آدم رفتار کن. و من هنوز مانده ام که بین هابیل و قابیل کدام را انتخاب کنم…!</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">فقط یه بار بهت میگم دوستت دارم<br />
.<br />
.<br />
.<br />
چون خوب نیست زیاد آدم دروغ بگه!</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">یارو از کلاهش خرگوش در میاره،<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
من هنوز از قلبم توی گوساله رو نتونستم در بیارم</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">Tof !<br />
Tof !!<br />
Tof !!!<br />
Tof !!!!<br />
Tof !!!!!<br />
Tof !!!!!!<br />
Tof !!!!!!!<br />
Tof !!!!!!!!<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
Tofekr Mikoni Ke Man Mitonam Be To Fekr Nakonam !!!!!!!??????</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">:..:: .-. : .:::-.::.:- ..:..::. ..-..::-.. ::.- ..:.:.- :::-. :… .. .: .-:::… -::. . .::-..:-.. : ..: .</div> <div align="center">کاش کور بودی می فهمیدی چی نوشتم!!!</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">نگاهم کرد ، پنداشتم دوستم دارد ، نگاهم کرد در نگاهش هزاران عشق خواندم<br />
نگاهم کرد ، دل به او بستم ، باز نگاهم کرد و …<br />
تازه فهمیدم یارو خله ! فقط نگاه میکنه !</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">بهترین لحظه زمانیست که فکر میکنی فراموشت کردم امّا<br />
ناگهان اس ام اسی میرسه که فکر میکنی منم اما<br />
.<br />
.<br />
.<br />
میبینی ایرانسل بوده!:دی</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">مشترک مورد نظر ، آدم نمی باشد … !<br />
قطع کن لطفا !</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">ه یارو میگن جوونیات ورزش میکردی<br />
میگه آره هالتر میزدم<br />
میگن الان چی؟<br />
میگه الان حال ندارم فقط تر میزنم !</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">فرقی نمی کنه که به یه “دو پا” زیادی “جَو” بدین<br />
یا به یه “چهار پا” زیادی “جُو” بدین …<br />
به هر حال از هر دوشون جفتک می خورین !</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">منو یارم به هم وابسته بودیم / کبوترهای یک گلدسته بودیم<br />
به هم بستیم پیمان تا قیامت / نگو که هر دو خالی بسته بودیم!</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">بعضی‌ آدما یه دوره ای‌ در کنارت هستن<br />
بعد از اون از کنارت به روی اعصابت نقل مکان می‌کنن<br />
مثل تو !</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">با توجه به سیر صعودی و پرشتاب قیمت لبنیات<br />
این روزها هر چه بیشتر گاو باشی بهتر است !</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">خسته در حبس زمینم ، ماه من یادم کن<br />
به نگاهی ، به پیامی ، سخنی شادم کن !<br />
در این بیت شاعر چون روزه بوده ، فحش بد نداده بهت<br />
وگرنه میخواسته بگه آخه گوسفند چندتا اس ام اس بده<br />
تا افطار وقت بگذرونیم !</div> <div align="center">**************</div> <div align="center">آیا میدانید<br />
بعضی‌ وقتها وجدان مانع ارتکاب گناه نمی‌شه، فقط گناه رو کوفت آدم می‌کنه!</div></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.parstools.com/forum338.html">سرگرمی.موزیک.عکس</category>
			<dc:creator>mojtaba</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.parstools.com/thread6936.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>اثبات عشق</title>
			<link>http://forum.parstools.com/thread6935.html</link>
			<pubDate>Tue, 24 Apr 2012 05:34:07 GMT</pubDate>
			<description>پس از کلی دردسر با  پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم… ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم. سالای  اول زندگیمون خیلی خوب بود… اما چند سال که گذشت کمبود بچه...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div align="right">پس از کلی دردسر با  پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم… ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم. سالای  اول زندگیمون خیلی خوب بود… اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به وضوح حس  می کردیم.</div> می دونستیم بچه دار نمی شیم. ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از  ماست. اولاش نمی خواستیم بدونیم. با خودمون می گفتیم، عشقمون واسه یه زندگی  رویایی کافیه. بچه می خوایم چی کار؟ اما در واقع خودمونو گول می زدیم. هم من هم اون، چون هر دومون عاشق بچه بودیم.<br />
 تا اینکه یه روز؛ علی نشست رو به رومو گفت: اگه مشکل از من باشه، تو چی کار می کنی؟<br />
فکر نکردم تا شک کنه که دوسش ندارم. خیلی سریع بهش گفتم : من حاضرم به خاطر تو روی همه چی خط سیاه بکشم.<br />
 علی که انگار خیالش راحت شده بود یه نفس راحت کشید و از سر میز بلند شد و راه افتاد.<br />
گفتم: تو چی؟ گفت: من؟<br />
گفتم: آره… اگه مشکل از من باشه… تو چی کار می کنی؟<br />
برگشت و زل زد به چشامو گفت: تو به عشق من شک داری؟ فرصت جواب ندادو گفت: من وجود تو رو با هیچی عوض نمی کنم.<br />
 با لبخندی که رو صورتم نمایان شد خیالش راحت شد که من مطمئن شدم اون هنوزم منو دوس داره.<br />
گفتم: پس فردا می ریم آزمایشگاه.<br />
گفت: موافقم، فردا می ریم.<br />
و رفتیم … نمی دونم چرا اما دلم مث سیر و سرکه می جوشید. اگه واقعا عیب از من بود چی؟!<br />
 سر خودمو با کار گرم کردم تا دیگه فرصت فکر کردن به این حرفارو به خودم ندم…<br />
طبق قرارمون صبح رفتیم آزمایشگاه. هم من هم اون. هر دو آزمایش دادیم تا اینکه بهمون گفتن جواب تا یک هفته دیگه حاضره…<br />
 یه هفته واسمون قد صد سال طول کشید… اضطرابو می شد خیلی آسون تو چهره هردومون دید.<br />
با این حال به همدیگه اطمینان می دادیم که جواب ازمایش واسه هیچ کدوممون مهم نیس.<br />
بالاخره اون روز رسید. علی مث همیشه رفت سر کار و من خودم باید جواب آزمایشو می گرفتم… دستام مث بید می لرزید. داخل آزمایشگاه شدم…<br />
علی که اومد خسته بود. اما کنجکاو … ازم پرسید جوابو گرفتی؟<br />
که منم زدم زیر گریه. فهمید که مشکل از منه. اما نمی دونم که تغییر چهره اش از ناراحتی بود یا از خوشحالی …<br />
 روزا می گذشتن و علی روز به روز نسبت به من سردتر و سردتر می شد.<br />
تا اینکه یه روز که دیگه صبرم از این رفتاراش طاق شده بود، بهش گفتم: علی، تو چته؟ چرا این جوری می کنی؟<br />
اونم عقده شو خالی کرد و گفت: من بچه دوس دارم مهناز.<br />
مگه گناهم چیه؟! من نمی تونم یه عمر بی بچه تو یه خونه سر کنم.<br />
 دهنم خشک شده بود و چشام پراشک. گفتم اما تو خودت گفتی همه جوره منو دوس داری…<br />
گفتی حاضری بخاطرم قید بچه رو بزنی. پس چی شد؟<br />
گفت: آره گفتم. اما اشتباه کردم. الان می بینم نمی تونم. نمی کشم…<br />
نخواستم بحثو ادامه بدم… دنبال یه جای خلوت می گشتم تا یه دل سیر گریه کنم و اتاقو انتخاب کردم…<br />
 من و علی دیگه با هم حرفی نزدیم تا اینکه علی احضاریه آورد برام و گفت می خوام طلاقت بدم یا زن بگیرم!<br />
نمی تونم خرج دو نفرو با هم بدم، بنابراین از فردا تو واسه خودت؛ منم واسه خودم …<br />
دلم شکست. نمی تونستم باور کنم کسی که یه عمر به حرفای قشنگش دل خوش کرده بودم، حالا به همه چی پا زده.<br />
 دیگه طاقت نیاوردم لباسامو پوشیدمو ساکمم بستم.<br />
برگه جواب آزمایش هنوز توی جیب مانتوام بود.<br />
درش آوردم یه نامه نوشتم و گذاشتم روش و هر دو رو کنار گلدون گذاشتم.<br />
احضاریه رو برداشتم و از خونه زدم بیرون…<br />
 توی نامه نوشته بودم:<br />
 <font color="#008000">علی جان، سلام</font><br />
<font color="#008000">امیدوارم پای حرفت واساده باشی و منو طلاق بدی. چون اگه این کارو نکنی خودم ازت جدا می شم.</font><br />
<font color="#008000">می دونی که می تونم. دادگاه این حقو به من  می ده که از مردی که بچه دار نمی شه جدا شم. وقتی جواب آزمایشارو گرفتم و  دیدم که عیب از توئه</font><br />
<font color="#008000">باور کن اون قدر برام بی اهمیت بود که حاضر بودم برگه رو همون جاپاره کنم…</font><br />
<font color="#008000">اما نمی دونم چرا خواستم یه بار دیگه عشقت به من ثابت شه…</font><br />
<font color="#008000">توی دادگاه منتظرتم… امضا؛ مهناز.</font></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.parstools.com/forum338.html">سرگرمی.موزیک.عکس</category>
			<dc:creator>mojtaba</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.parstools.com/thread6935.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>راز تداوم یک زندگی</title>
			<link>http://forum.parstools.com/thread6934.html</link>
			<pubDate>Tue, 24 Apr 2012 05:33:34 GMT</pubDate>
			<description>اون شب وقتی  به خونه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام است. دستشو گرفتم و گفتم:  باید راجع به یک موضوعی باهات صحبت کنم. اون هم آروم نشست و منتظر...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div align="right">اون شب وقتی  به خونه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام است. دستشو گرفتم و گفتم:  باید راجع به یک موضوعی باهات صحبت کنم. اون هم آروم نشست و منتظر شنیدن  حرف های من شد. دوباره سایه رنجش و غم رو توی چشماش دیدم. اصلا نمی دونستم  چه طوری باید بهش بگم، انگار دهنم باز نمی شد. هرطور بود باید بهش می گفتم و  راجع به چیزی که ذهنم رو مشغول کرده بود، باهاش صحبت می کردم. موضوع اصلی  این بود که من می خواستم از اون جدا بشم. بالاخره هرطور  که بود موضوع رو پیش کشیدم، از من پرسید چرا؟! اما وقتی از جواب دادن طفره  رفتم خشمگین شد و در حالی که از اتاق غذاخوری خارج می شد فریاد می زد: تو  مرد نیستی. <br />
اون شب دیگه هیچ صحبتی نکردیم و اون دایم گریه می کرد و مثل باران اشک می  ریخت. می دونستم که می خواست بدونه که چه بلایی بر سر عشق مون اومده و چرا؟  اما به سختی می تونستم جواب قانع کننده ای براش پیدا کنم. چرا که من  دلباخته یک دختر جوان به اسم”دوی” شده بودم و دیگه نسبت به همسرم احساسی  نداشتم. من و اون مدت ها بود که با هم غریبه شده بودیم من فقط نسبت به اون  احساس ترحم داشتم. بالاخره با احساس گناه فراوان موافقت نامه طلاق رو  گرفتم. خونه، ۳۰درصد شرکت و ماشین رو به اون دادم. اما اون یک نگاه به برگه ها کرد و بعد همه رو پاره کرد.</div> زنی که بیش از ۱۰ سال باهاش زندگی کرده بودم تبدیل به یک غریبه شده بود و  من واقعا متاسف بودم و می دونستم که اون ۱۰ سال از عمرش رو برای من تلف  کرده و تمام انرژی و جوانی اش رو صرف من و زندگی با من کرده، اما دیگه خیلی  دیر شده بود و من عاشق شده بودم. بالاخره اون با صدای بلند شروع به گریه  کرد، چیزی که انتظارش رو داشتم. به نظر من این گریه یک تخلیه هیجانی بود.  بالاخره مسئله طلاق کم کم داشت براش جا می افتاد.<br />
 فردای اون روز خیلی دیر به خونه اومدم و دیدم که یک نامه روی میز گذاشته!  به اون توجهی نکردم و رفتم توی رختخواب و به خواب عمیقی فرو رفتم. وقتی  بیدار شدم دیدم اون نامه هنوز هم همون جاست. وقتی اون رو خوندم دیدم شرایط  طلاق رو نوشته. اون هیچ چیز از من نمی خواست به جز اینکه در این مدت یک ماه  که از طلاق ما باقی مونده بهش توجه کنم. اون درخواست کرده بود که در این  مدت یک ماه تا جایی که ممکنه هر دومون به صورت عادی کنار هم زندگی کنیم.  دلیلش هم ساده و قابل قبول بود: پسرمون در ماه آینده امتحان مهمی داشت و  همسرم نمی خواست که جدایی ما پسرمون رو دچار مشکل بکنه! این مسئله برای من  قابل قبول بود. اما اون یک درخواست دیگه هم داشت: از من خواسته بود که بیاد  بیارم که روز عروسی مون من اون رو روی دست هام گرفته بودم و به خانه آوردم  و درخواست کرده بود که در یک ماه باقی مونده از زندگی مشترکمون هر روز صبح  اون رو از اتاق خواب تا دم در به همون صورت روی دست هام بگیرم و راه ببرم!<br />
 خیلی درخواست عجیبی بود. با خودم فکر کردم حتما داره دیوانه می شه. اما  برای این که آخرین درخواستش رو رد نکرده باشم موافقت کردم. وقتی این  درخواست عجیب و غریب رو برای  “دوی”تعریف کردم اون با صدای بلند خندید گفت: به هر حال باید با مسئله طلاق  روبرو می شد، مهم نیست داره چه حقه ای به کار می بره.<br />
 مدت ها بود که من و همسرم هیچ تماسی با  هم نداشتیم تا روزی که طبق شرایط طلاق که همسرم تعین کرده بود من اون رو  بلند کردم و در میان دست هام گرفتم. هر دومون مثل آدم های دست و پاچلفتی  رفتار می کردیم و معذب بودیم. پسرمون پشت ما راه می رفت و دست می زد و می  گفت: بابا مامان رو تو بغل گرفته راه می بره.جملات پسرم دردی رو در وجودم  زنده می کرد، از اتاق خواب تا اتاق نشیمن و از اون جا تا در ورودی حدود  ۱۰متر مسافت رو طی کردیم. اون چشم هاشو بست و به آرومی گفت: راجع به طلاق  تا روز آخر به پسرمون هیچی نگو! نمی دونم یک دفعه چرا این قدر دلم گرفت و  احساس غم کردم. بالاخره دم در اون رو زمین گذاشتم. رفت و سوار اتوبوس شد و  به طرف محل کارش رفت. من هم تنها سوار ماشین شدم و به سمت شرکت حرکت کردم.  روز دوم هر دومون کمی راحت تر شده بودیم، می تونستم بوی عطرشو استشمام کنم.  عطری که مدتها بود از یادم رفته بود.<br />
 با خودم فکر کردم من مدتهاست که به همسرم به حد کافی توجه نکرده بودم. انگار سال هاست که ندیدمش، من از اون مراقبت نکرده  بودم. متوجه شدم که آثار گذر زمان بر چهره اش نشسته، چند تا چروک کوچک  گوشه چشماش نشسته بود. لابلای موهاش چند تا تار خاکستری ظاهر شده بود! برای  لحظه ای با خودم فکر کردم: خدایا من با او چه کار کردم؟! روز چهارم وقتی  اون رو روی دست هام گرفتم حس نزدیکی و صمیمیت رو دوباره احساس کردم. این  زن، زنی بود که ۱۰ سال از عمر و زندگی اش رو با من سهیم شده بود. روز پنجم و  ششم احساس کردم، صیمیت داره بیشتر و بیشتر می شه، انگار دوباره این حس  زنده شده و دوباره داره شاخ و برگ می گیره. من راجع به این موضوع به “دوی”  هیچی نگفتم. هر روز که می گذشت برام آسون تر و راحت تر می شد که همسرم رو  روی دست هام حمل کنم و راه ببرم. با خودم گفتم حتما عضله هام قوی تر شده. همسرم هر روز با دقت لباسش رو انتخاب می کرد.<br />
 یک روز در حالی که چند دست لباس رو در دست گرفته بود احساس کرد که هیچ کدوم مناسب و اندازه نیستند.  با صدای آروم گفت: لباس هام همگی گشاد شدند. و من ناگهان متوجه شدم که اون  توی این مدت چه قدر لاغر و نحیف شده و به همین خاطر بود که من اون رو راحت  حمل می کرد. انگار وجودش داشت ذره ذره آب می شد. گویی ضربه ای به من وارد  شد، ضربه ای که تا عمق وجودم رو لرزوند. توی این مدت کوتاه اون چقدر درد و  رنج رو تحمل کرده بود. انگار جسم و قلبش ذره ذره آب می شد. ناخوداگاه بلند  شدم و سرش رو نوازش کردم. پسرم این منظره که پدرش، مادرش رو در آغوش بگیره و  راه ببره تبدیل به یک جزء شیرین زندگی اش شده بود. همسرم به پسرم اشاره  کرد که بیاد جلو و به نرمی و با تمام احساس اون رو در آغوش فشرد. من روم رو برگردوندم، ترسیدم نکنه که در روزهای آخر تصمیمم رو عوض کنم. بعد اون رو در آغوش گرفتم و حرکت کردم.<br />
 همون مسیر هر روز، از اتاق خواب تا اتاق نشیمن و در ورودی. دست های اون  دور گردن من حلقه شده بود و من به نرمی اون رو حمل می کردم، درست مثل اولین  روز ازدواج مون. روز آخر وقتی اون رو در آغوش گرفتم به سختی می  تونستم قدم های آخر رو بردارم. انگار ته دلم یک چیزی می گفت: ای کاش این  مسیر هیچ وقت تموم نمی شد. پسرمون رفته بود مدرسه، من در حالی که همسرم در  آغوشم بود با خودم گفتم: من در تمام این سالها هیچ وقت به فقدان صمیمیت و  نزدیکی در زندگی مون توجه نکرده بودم.<br />
 اون روز به سرعت به طرف محل کارم رانندگی کردم، وقتی رسیدم بدون این که  در ماشین رو قفل کنم ماشین رو رها کردم. نمی خواستم حتی یک لحظه در تصمیمی  که گرفتم، تردید کنم. “دوی” در رو باز کرد و من بهش گفتم که متاسفم، من نمی  خوام از همسرم جدا بشم! اون حیرت زده به من نگاه می کرد، به پیشانیم دست  زد و گفت: ببینم فکر نمی کنی تب داشته باشی؟ من دستشو کنار زدم و گفتم:  نه! متاسفم، من جدایی رو نمی خوام. این منم که نمی خوام از همسرم جدا بشم.  به هیچ وجه نمی خوام اون رو از دست بدم. زندگی مشترک من خسته کننده شده  بود، چون نه من و نه اون تا یک ماه گذشته هیچ کدوم ارزش جزییات و نکات ظریف  رو در زندگی مشترکمون نمی دونستیم. زندگی مشترکمون خسته کننده شده بود نه  به خاطر این که عاشق هم نبودیم بلکه به این خاطر که اون رو از یاد برده  بودیم. من حالا متوجه شدم که از همون روز اول ازدواج مون که همسرم رو  در آغوش گرفتم و پا به خانه گذاشتم موظفم که تا لحظه مرگ همون طور اون رو  در آغوش حمایت خودم داشته باشم. “دوی” انگار تازه از خواب بیدار شده باشه  در حالی که فریاد می زد در رو محکم کوبید و رفت.<br />
 من از پله ها پایین اومدم سوار ماشین شدم و به گل فروشی رفتم. یک سبد گل  زیبا و معطر برای همسرم سفارش دادم.دختر گل فروش پرسید: چه متنی روی سبد  گل تون می نویسید؟ و من در حالی که لبخند می زدم نوشتم: از امروز صبح، تو  رو در آغوش مهرم می گیرم و حمل می کنم، تو رو با پاهای عشق راه می برم، تا زمانی که مرگ، ما دو نفر رو از هم جدا کنه و امیدوارم که فقط مرگ ما رو از هم جدا کنه …<br />
 <div align="center"><b><font color="#ff6600">درسته،  جزئیات ظریفی توی زندگی ماها هست که از اهمیت فوق العاده ای برخورداره ولی  در بعضی مواقع از اونها غافل هستیم. مسائل و نکاتی که برای تداوم و یک  رابطه، مهم و ارزشمندند. این مسایل خانه مجلل، پول، ماشین و مسایلی از این  قبیل نیست. این ها هیچ کدوم به تنهایی و به خودی خود شادی آفرین نیستند. پس  در زندگی سعی کنید زمانی رو صرف پیدا کردن شیرینی ها و لذت های ساده زندگی  تون کنید. چیزهایی رو که از یاد برده اید رو یادآوری و تکرار کنید و هر  کاری رو که باعث ایجاد حس صمیمیت و نزدیکی بیشتر و بیشتر بین شما و همسرتون  می شه، انجام بدید. زندگی خود به خود دوام پیدا نمی کنه.</font></b></div> <div align="center"><font face="Tahoma"><font face="Tahoma"><font face="Tahoma"><font face="Tahoma"><b><font color="#ff0000">به عشق عادت نکنید بلکه با عشق زندگی کنید.</font></b></font></font></font></font></div> <div align="center"><b><font color="#990099">این شما هستید که باید باعث تداوم زندگی تون بشید …</font></b></div></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.parstools.com/forum338.html">سرگرمی.موزیک.عکس</category>
			<dc:creator>mojtaba</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.parstools.com/thread6934.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>– دلیل عشق</title>
			<link>http://forum.parstools.com/thread6933.html</link>
			<pubDate>Tue, 24 Apr 2012 05:32:58 GMT</pubDate>
			<description>یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، ازش پرسید: 
چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟ 
دلیلشو نمیدونم …اما واقعا ‌دوست دارم 
تو هیچ دلیلی رو نمی...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، ازش پرسید:<br />
چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟<br />
دلیلشو نمیدونم …اما واقعا ‌دوست دارم<br />
تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی پس چطور دوستم داری؟<br />
چطور میتونی بگی عاشقمی؟<br />
من جدا دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت کنم<br />
ثابت کنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی<br />
باشه باشه!!! میگم …<br />
چون تو خوشگلی، صدات گرم و خواستنیه، همیشه بهم اهمیت میدی،<br />
دوست داشتنی هستی، با ملاحظه هستی، بخا…طر لبخندت،<br />
دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد<br />
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناکی کرد و به حالت کما رفت<br />
پسر نامه ای رو کنارش گذاشت با این مضمون<br />
عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا که نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟<br />
نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم<br />
گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت کردن هات دوست دارم اما حالا که نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم<br />
گفتم واسه لبخندات، برای حرکاتت عاشقتم اما حالا نه میتونی بخندی نه حرکت کنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم<br />
اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره<br />
عشق دلیل میخواد؟ نه! معلومه که نه!!<br />
پس من هنوز هم عاشقتم<br />
عشق واقعی هیچوقت نمی میره<br />
این هوس است که کمتر و کمتر میشه و از بین میره<br />
عشق خام و ناقص میگه: من دوست دارم چون بهت نیاز دارم<br />
ولی عشق کامل و پخته میگه: بهت نیاز دارم چون دوست دارم<br />
“سرنوشت تعیین میکنه که چه شخصی تو زندگیت وارد بشه، اما قلب حکم می کنه که چه شخصی در قلبت بمونه .</div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.parstools.com/forum338.html">سرگرمی.موزیک.عکس</category>
			<dc:creator>mojtaba</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.parstools.com/thread6933.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>جک</title>
			<link>http://forum.parstools.com/thread6932.html</link>
			<pubDate>Tue, 24 Apr 2012 05:31:48 GMT</pubDate>
			<description>روزی عقابی خسته داشت پرواز میکرد که ناگهان گنجشکی میره طرفش میگه: کاکا وسعت پر رو حال میکنی؟ 
عقابه میگه: برو حوصلتو ندارم! گنجشکه بازم پیله میکنه...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div align="center">روزی عقابی خسته داشت پرواز میکرد که ناگهان گنجشکی میره طرفش میگه: کاکا وسعت پر رو حال میکنی؟<br />
عقابه میگه: برو حوصلتو ندارم! گنجشکه بازم پیله میکنه میگه: کا وسعت باله رو حال میکنی؟<br />
عقابه بازم میگه: بروحوصلت و ندارم و گرنه میام یه کاری میکنم پرات بریزه! گنجشکه میگه: مردی بیا!<br />
عقابه میره طرف گنجشکه میزنه پراشو میروزنه گنجشکه در حال افتادان میگه میگه کا هیکل و حال میکنی!</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">۴ تا مورچه میرن حموم بعد ۲ تا میان بیرون ، اگه گفتین اون ۲ تا چی میشن؟<br />
میچسبن به صابون!</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">یه روز یه قورباغه از یه گربه می پرسه: قورقورقوربانت بشم کلاس چندمی؟ گربه جواب می ده: پیش پیش پیش دانشگاهی<br />
<br />
.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">یه گروه لاکپشت میرن برا فتح دماوند تو این گروه یه لاکپشت کرمونی هه بوده .<br />
بعد از چند سالی که گروه چند صد متری میره بالا لاکپشت کرمونی میگه: م یه  چیزی بگم همه میگن نه دوباره بعد از چند سال میگه م یه چیزی بگم همه میگن  نه خلاصه به قله میرسن دوباره میگه م یه چیزی بگم همه میگن بگو کشتی مارو  میگه م که پرچم و یادم رفت !<br />
گروه با نا امیدی تمام برمیگرده در مسیر برگشت هم لاکپشت کرمونی بارها میگه  م یه چیزی بگم همه میگن نه وقتی پای کوه میرسن میگه میگه م یه چیزی بگم  همه میگن بگو کشتی مارو میگه: م که شوخی کردم !</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">اسبه زنگ میرنه سیرک میگه اقا شما برا سیرکتون اسب نمی خواین؟ یارو میگه هنرت چیه؟ اسبه میگه احمق دارم حرف میزنم</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">دایناسوره به دوست دخترش میگه میای بریم  سینما …میگه نه!… میای بریم شام.. میگه نه! ..میای بریم خونمون… میگه  نه!….. دایناسوره میگه … به درک خوب همین کارا رو کردی نسلمون منقرض شد  دیگه!</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">یه جوجه ای با مادرش دعوا میکنه میره روی دیوار و داد میزنه پیشی بیا منو بخور !</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">غضنفر یه روز سرد زمستون می بینه که یه اسب  از دهنش داره بخار در می یادمی ره جلوتر و می گه جل الخالق ! پس اون اسب  بخاری که می گن اینه؟؟!!</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">از خره میپرسن: چى شد که خر شدى؟<br />
سرى تکون میده و میگه: امان از رفیق ناباب</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">گرگه میره درخونه شنگول ومنگول میگه  بازکنید منم مادرتون ، خرسه میاد بیرون میگه : تو دهن ما رو سرویس کردی ،  اونا ۱۰ساله از اینجا رفتن!</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">خروسه رو معتاد می کنن، به جای قوقولی قوقول میگه شوشولی شوشول!</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">یه قورباغه با یه زنبور ازدواج میکنه! قورباغه میگه قوقوقوقوقوقوربونت برم زنبور میگه وظ وظ وظ وظ وظ وظ وظیفته!</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">گنجشک تهرانی : جیک جیک<br />
گنجشک اصفهانی:جیک جیکسا<br />
گنجشک عرب : الجیک الجییییک</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">روزی عقابی خسته داشت پرواز میکرد که  ناگهان گنجشکی میره طرفش میگه: کاکا وسعت پر رو حال میکنی؟ عقابه میگه: برو  حوصلتو ندارم! گنجشکه بازم پیله میکنه میگه: کا وسعت باله رو حال میکنی؟  عقابه بازم میگه: بروحوصلت و ندارم و گرنه میام یه کاری میکنم پرات بریزه!  گنجشکه میگه: مردی بیا! عقابه میره طرف گنجشکه میزنه پراشو میروزنه گنجشکه  در حال افتادان میگه میگه کا هیکل و حال میکنی!</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">گربه دستش به گوشت نمیرسید میگفت عیب ی نداره بجاش سویا میخورم !</div></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.parstools.com/forum338.html">سرگرمی.موزیک.عکس</category>
			<dc:creator>mojtaba</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.parstools.com/thread6932.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>طنز تعیین جنسیت مگس</title>
			<link>http://forum.parstools.com/thread6931.html</link>
			<pubDate>Tue, 24 Apr 2012 05:31:18 GMT</pubDate>
			<description>خانمی به آشپز خانه رفت و دید همسرش با یک مگس کش اینطرف و آنطرف میچرخد. 
پرسید : چیکار میکنی؟ 
همسرش پاسخ داد : مگس شکار میکنم! 
آه چند تا کشتی؟ 
پنج...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>خانمی به آشپز خانه رفت و دید همسرش با یک مگس کش اینطرف و آنطرف میچرخد.<br />
پرسید : چیکار میکنی؟<br />
همسرش پاسخ داد : مگس شکار میکنم!<br />
آه چند تا کشتی؟<br />
پنج تا، سه مذکر و دو مونث!!<br />
همسرش با تحیر پرسید : چجوری جنسیتشونو فهمیدی؟<br />
شوهرش گفت : آخه سه تاشون روی شیشه خالی آبجو بودن و دو تا روی تلفن!!</div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.parstools.com/forum338.html">سرگرمی.موزیک.عکس</category>
			<dc:creator>mojtaba</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.parstools.com/thread6931.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>اس ام اس عاشقانه</title>
			<link>http://forum.parstools.com/thread6930.html</link>
			<pubDate>Tue, 24 Apr 2012 05:28:40 GMT</pubDate>
			<description>گل اگر چشم خودش باز کند خواهد مرد / ماه در اوج غرورش به زمین خواهد خورد 
چون به زیبایی تو حسرت ، عالم خوردند / برق چشمان تو روح از تنشان خواهد برد 
....</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div align="center">گل اگر چشم خودش باز کند خواهد مرد / ماه در اوج غرورش به زمین خواهد خورد<br />
چون به زیبایی تو حسرت ، عالم خوردند / برق چشمان تو روح از تنشان خواهد برد<br />
.<br />
.<br />
.<br />
حرارت لازم نیست ، گاهی از سردی نگاهت میتوان آتش گرفت<br />
.<br />
.<br />
.<br />
بیراهه هم برای خودش راهیست<br />
وقتی من را به تو برساند<br />
و حوصله چه زود بی طاقت می شود<br />
در ادامه ی راهی که به تو ختم نمی شود<br />
.<br />
.<br />
.<br />
به اندازه ی چشمان کفتربازی که کفترش بر بام دیگری نشسته ، بیقرارتم !<br />
.<br />
.<br />
.<br />
دلم میخواهد ویرگول باشم تا وقتی به من میرسی ، مکث کنی !<br />
.<br />
.<br />
.<br />
دلی که شکستی را گچ چاره نکرد ، گل گرفتمش<br />
.<br />
.<br />
.<br />
کلافه شدن یعنی :<br />
دلتنگ کسی باشی که نیست و حوصله ی کسی را نداشته باشی که هست !<br />
.<br />
.<br />
.<br />
با یاد تو این ستاره ها رنگی بود / این دفتر خاطرات من سنگی بود<br />
از درس کلاس عاشقی سهمم باز / یک زنگ فقط دوری و دلتنگی بود<br />
.<br />
.<br />
.<br />
میگن پنجره ی دل آدمای مهربون رو به خدا باز میشه ، از اون پنجره من رو هم دعا کن<br />
.<br />
.<br />
.<br />
زندگی شبیه شعریست</div> <div align="center">قافیه هایش با من ، ” تو ” فقط همیشه ردیف باش !</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">گل اگر چشم خودش باز کند خواهد مرد / ماه در اوج غرورش به زمین خواهد خورد</div> <div align="center">چون به زیبایی تو حسرت ، عالم خوردند / برق چشمان تو روح از تنشان خواهد برد . . .</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">انسانهای خوب همانند گلهای قالی اند</div> <div align="center">نه انتظار باران را دارند و نه دلهره ی چیده شدن ، دائمی اند !</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">دیـگـــر نه اشـکـــهایــم را خــواهـی دیــد</div> <div align="center">نه التـــمـاس هـــایم را</div> <div align="center">و نه احســـاســاتِ ایــن دلِ لـعـنـتـی را…</div> <div align="center">به جـــایِ آن احســـاسی که کُـــشـتـی</div> <div align="center">درخـتـی از غــــرور کـاشـتم…</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">دلی که شکستی را گچ چاره نکرد ، گل گرفتمش . . .</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">با یاد تو این ستاره ها رنگی بود / این دفتر خاطرات من سنگی بود</div> <div align="center">از درس کلاس عاشقی سهمم باز / یک زنگ فقط دوری و دلتنگی بود . . .</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">دیگری جز تو مرا این همه آزار نکرد / آنچه کردی تو به من هیچ ستم کار نکرد . . .</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">لعنت به همه ی قانون های دنیا که در آن شکستن دل پیگرد قانونی ندارد . . .</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">تا دیروز ، هرچه می نوشتم عاشقانه بود</div> <div align="center">از امروز ، هرچه بنویسم صادقانه است</div> <div align="center">عاشقانه دوستت دارم . . .</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">یه رابطه از اونجایی خراب میشه که</div> <div align="center">تو ناراحتش کنی و یکی دیگه آرومش . . .</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">سرد بودنم را بگذار به حساب گرم بودنت با دیگران . . .</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">بهانه میتراشی و مرا عذاب میدهی / به روح بی قرار من تو اضطراب میدهی</div> <div align="center">دلم پر از گلایه ها ، تنم اسیر درد و خون / ولی تو قهر با دلم برای لحظه ی مکن . . .</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">به همون اندازه که ماهى دوست نداره برسه به خشکى دوست دارم . . .</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">کاش نامت را با خط بریل مینوشتند</div> <div align="center">صدا کردنت کافی نیست ، شکوه اسم تو را باید لمس کرد !</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">سفری به دور دنیاست ، وقتی دستانم تا انتها ، رویت را نوازش می کنند . . .</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">دلی دارم ز جنس سنگ و شیشه / چنان مهرت به جانم کرده ریشه</div> <div align="center">که در شش گوشه ی قلبم نوشته / عزیزم ، دوستت دارم همیشه . . .</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">دلم چندین سال است روزه ی عشق گرفته است ! اذان افطارش را تو بگو</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">تنهایی یعنی :</div> <div align="center">ذهنم پر از تو و خالی از دیگران است ، اما کنارم خالی از تو و پر از دیگران است !</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟</div> <div align="center">مثل آرامش بعد از یک غم ، مثل پیدا شدن یک لبخند</div> <div align="center">مثل بوی نم بعد از باران ، در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟</div> <div align="center">من به آن محتاجم !</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">دل آرام را بی تاب میکنی ، دل بی تاب را آرام</div> <div align="center">آخرش نگفتی:</div> <div align="center">تو ، دردی یا درمان ؟</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">اگر دو نفر لبه پرتگاهی باشند کدومشون رو نجات میدی !؟</div> <div align="center">اونی که خیلی دوستش داری ؟</div> <div align="center">یا اونی که خیلی دوست داره ؟</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">ز تلخی سکوتت من چه بگویم / همان بهتر که از غم ها نگویم</div> <div align="center">تو کاری کرده ای با بی وفایی / دگر از عشق خود با کَس نگویم . . .</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">.</div> <div align="center">می دانی … !؟ به رویت نیاوردم … !</div> <div align="center">از همان زمانی که جای ” تو ” به ” من ” گفتی : ” شما “</div> <div align="center">فهمیدم</div> <div align="center">پای ” او ” در میان است . . .</div></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.parstools.com/forum338.html">سرگرمی.موزیک.عکس</category>
			<dc:creator>mojtaba</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.parstools.com/thread6930.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>مشاعره</title>
			<link>http://forum.parstools.com/thread6920.html</link>
			<pubDate>Thu, 19 Apr 2012 05:16:28 GMT</pubDate>
			<description>*سلام دوستان پارس تولز تصویر: http://forum.1pars.com/images/smilies/103.gif  
 من این تایپیک رو اختصاص میدم به مشاعره   فقط حرف  آخــــــــــــر هر ...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div align="center"><font face="Arial Narrow"><font size="4"><font color="purple"><b>سلام دوستان پارس تولز <img src="http://forum.1pars.com/images/smilies/103.gif" border="0" alt="" /><br />
 من این تایپیک رو اختصاص میدم به مشاعره   فقط حرف  آخــــــــــــر هر  شعر رو از اول  نفر  قبلی   شروع کنه 8-&gt;شعر خودشو . <br />
اولین شعر رو من  میزارم امیدوارم بچه های انجمن همکاری داشته باشن <img src="http://forum.1pars.com/images/smilies/106.gif" border="0" alt="" />. <br />
نیت سرگرمی و دور هم بودن هست </b></font></font></font><font face="Arial Narrow"><font size="4"><font color="purple">.<img src="http://forum.1pars.com/images/smilies/mail1.gif" border="0" alt="" /></font></font></font></div></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.parstools.com/forum338.html">سرگرمی.موزیک.عکس</category>
			<dc:creator>ARSHOB</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.parstools.com/thread6920.html</guid>
		</item>
	</channel>
</rss>

